درباره ی ما


سلام سحر هستم
از اینکه به وبلاک من سر زدید ممنون .
❤ دوستتون دارم ❤

❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀ ❀

از با تو بودن برایم عادتی ساختی

که بی تو بودن را باور ندارم .

.❤.....❤.....❤.....❤.....❤.....❤....❤.

پیوند روزانه

http://dik.ir/
استخدام







جستجو

"لطفا از کلمات کلیدی برای جستجو استفاده کنید !!!



طراح قالب


ejdeha-sabz


Main

My profile

Ejdeha-Sabz


(`'•.¸(`'•.¸* ❤ تنهایی ❤*¸.•'´)¸.•'´ )

موضوع:

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |دوشنبه ششم آذر 1391|

زندگی ...
موضوع:

زندگی بافتن یک قالی است،

به همان نقش و نگاری که خودت می خواهی.

نقشه را اوست که تعیین کرده.

تو در این بین فقط می بافی.

نقشه را خوب ببین!

نکند آخر کار ، قالی زندگیت را نخرند!

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه سی ام شهریور 1391|

موضوع:


مراقب افکارت باش ، آنها به گفتـــــــــار تبدیل می شوند

مراقب گفتارت باش ، آنها به کــــــــردار تبدیل می شوند

مراقب کردارت باش ، آنها به عــــــــادت تبدیل می شوند

مراقب عادتهایت باش، آنها به شخصــیت تبدیل می شوند

مراقب شخصیتت باش ، که ســــــــرنوشـــت تـــــو است 


نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391|

دوباره میسازمت وطن
موضوع:

دوباره میسازمت وطن

 اگر چه با خشت جان خویش  

  ستون به سقف تو میزنم 

 اگر چه با استخوان خویش


نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |شنبه بیست و هشتم مرداد 1391|

موضوع:

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه بیست و هفتم مرداد 1391|

گاهی ...
موضوع:

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |یکشنبه هشتم مرداد 1391|

اشتباه
موضوع:


چگونه می شود به زخم های پا گفت

  

تمام راه های رفته اشتباه بوده است..

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه پانزدهم تیر 1391|

یکی پیام مرا ....
موضوع:


یکی پیام مرا

ازین قلمرو ظلمت به آفتاب دهد

که در زمین که اسیر سیاهکاری‌هاست

و قلب‌ها دگر از آشتی گریزان است

هنوز رهگذری خسته را تواند دید

که با هزار امید

چراغ در کف

در جستجوی انسان است.

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |دوشنبه پانزدهم خرداد 1391|

شب ارزوهااااااا
موضوع:

خدایا امشب که فرشته هایت برای بر آورده شدن آرزوهای بندگانت به صف میشوند

و دست به دعا می برند من هم می آیم

با دنیایی خواستن که همه شان به یک نفر منتهی میشود 

دست آرزوی یک ساله ام را میگیرم و دل دردمندم را به سویت می آوریم

بیا و خداوندی کنُ یکباره خیالش را راحت کن یا مُهر ِ برآورده شد بزنش یا مُهر باطل!!

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه چهارم خرداد 1391|

تلخ منم ....
موضوع:

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391|

هنوز ...
موضوع:


کوچه هارا بلدشدم !

                           خیابانها را ...

                                          مغازه ها را ...

                                                             رنگهای چراغ خطر را

                                                                                         جدول ضرب را حتی ...!

                                           و دیگر ...

                             درهیچ راهی گم نمیشوم !

اما...هنوز

هنوز گاهی ...

میان آدمها گم میشوم !

                                   آدمها را ...

                                                    بلدنیستم !!!

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391|

رسالت پیامبری
موضوع:


من اگر پيامبر بودم، رسالتم شادمانى بود بشارتم آزادى و معجزه ام خنداندن كودكان...

نه از جهنمى مى ترساندم و نه به بهشتى وعده ميدادم...

تنهامى آموختم انديشيدن را و "انسان" بودن را...



نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391|

رویا
موضوع:



این رویای چه کسی بود که نیمه کاره ماند؟

به تلخی می اندیشم

و نگاه می کنم به قطار خاموش

که در جای خود می لرزد

و به آهستگی دور می شود

باتمامی...درهای...بسته اش
نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391|

ماهی
موضوع:

من که در تنگ برای تو تماشا دارم

با چه رویی بنویسم غم دریا دارم؟

دل پر از شوق رهایی است، ولی ممکن نیست

به زبان آورم آن را که تمنا دارم

چیستم؟! خاطره ی زخم فراموش شده

لب اگر باز کنم با تو سخن ها دارم

با دلت حسرت هم صحبتی ام هست، ولی

سنگ را با چه زبانی به سخن وادارم؟

چیزی از عمر نمانده ست، ولی می خواهم

خانه ای را که فروریخته برپا دارم
نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |شنبه پنجم فروردین 1391|

زندگی
موضوع:


در کتابی خواندم "زندگی باید کرد"

 لیک با خود گفتم

 زندگی معنا کن

 زندگی خواستن است

 که بخواهی ، چشم را باز کنی

 و ببینی که چرا  فصل تجدید حیات بشر است

 و چرا پائیز ، با خودش یاد سفر می آرد

 و بدانی که چرا  ، عصر های جمعه دلمان می گیرد

 زندگی گم شدن است

 گم شدن در تب و تاب سفر فردا ها

 گم شدن در امید ، گم شدن در هیجان

 زندگی یافتن است

 که چرا یک رود ،  در پی رفتن سوی دریاهاست

 زندگی رد شدن است

 رد شدن از همه سختی ها

 رد شدن از همه زشتی ها

 زندگی حل شدن است

 در قشنگی طلوع خورشید

 یا به قول سهراب

 زندگی حس غریبیست

 که یک مرغ مهاجر دارد

 با به قولی دیگر

 زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست 

 هر کسی نغمه خود خواند و آهسته رود

 صحنه پیوسته به جاست

 خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.


نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه دوم فروردین 1391|

پنجره رو به افق
موضوع:


پشت آن پنجره رو به افق

پشت دروازه تردید و خیال

لا به لای تن عریانی بید

من در اندیشه آنم که تو را

وقت دلتنگی خود دارم و بس




نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه هفتم بهمن 1390|

خدایــــــــــا !!
موضوع:


خدایــــــــــا !!

دستم به آسمانت نمی رسد

اما تو که دستت به زمین می رسد ...

"بلندم کن"

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |پنجشنبه بیست و نهم دی 1390|

ارمغان تاریکی...
موضوع:


هنوز عادت به تنهایی ندارم...

باید هرجوریه طاقت بیارم...

اسیرم بین عشق و بی خیالی...

چه دنیای غریبی ، بی تو دارم...

میترسم توی تنهایی بمیرم...

کمک کن تا دوباره جون بگیرم...

یه وقتایی به من نزدیک تر شو...

دارم حس میکنم از دست میرم...

نمی ترسی ببینی برای دیدن تو...

یه روز از درد دلتنگی بمیرم؟

تو که باشی کنارم ، میخوام دنیا نباشه...

تو دستای تو آرامش بگیرم...

بگو سهم من از تو ، چی بوده غیر از این تب؟

کی رو دارم به جز تنهایی امشب؟

میخوام امشب بیفته به پای تو غرورم...

نمی تونم ببینم از تو دورم...

دارم تاوان دلتنگیمو میدم...

کنار تو ، به آرامش رسیدم...

بیا دنیامو زیبا کن دوباره...

خدایا از تو زیبـــاتر ندیدم...

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه دوم دی 1390|

خداحافظ
موضوع:



خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن

ببین هم گریه هام از عشق .چه زندونی برام ساختن

خداحافظ گل پونه .گل تنهای بی خونه

لالایی ها دیگه خوابی به چشمونم نمی شونه

یكی با چشمای نازش دل كوچیكمو لرزوند 

یكی با دست ناپاكش گلای باغچمو سوزوند

تو این شب های تو در تو . خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره می باره از هر سو

خداحافظ گل مریم .گل مظلوم پر دردم

نشد با این تن زخمی به آغوش تو برگردم

نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم

از این فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم

نمی دونی چه دلتنگم از این خواب زمستونی

تو كه بیدار بیداری بگو از شب چی می دونی 

تو این رویای سر در گم .خداحافظ گل گندم

تو هم بازیچه ای بودی . تو دست سرد این مردم

خداحافظ گل پونه . كه بارونی نمی تونی

طلسم بغضو برداره .از این پاییز دیوونه خداحافظ ... 



خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام

خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

خداحافظ کمی غمگین، به یاد اون همه تردید

به یاد آسمونی که منو از چشم تو میدید

اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده اس

نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده اس

خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رؤیا ها

بدونی بی تو و با تو، همینه رسم این دنیا

خداحافظ خداحافظ

همین حالا...

خداحافظ

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |سه شنبه دهم آبان 1390|

دروغ ؟؟؟
موضوع:


به ما دروغ می گفتند :

 دردها را بزرگ که شوید فراموش می کنید .

درست این است :

زندگی، آنقدر درد دارد که از درد نو،درد کهنه فراموش می شود .....

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |شنبه سی ام مهر 1390|

خداوندا ...!!!
موضوع:


پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی 
لباس فقر پوشی 
غرورت را برای ‌تکه نانی 
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌ 
و شب آهسته و خسته 
تهی‌ دست و زبان بسته 
به سوی ‌خانه باز آیی 
زمین و آسمان را کفر می‌گویی 
نمی‌گویی؟
خداوندا
اگر در روز گرما خیز تابستان 
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی 
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری 
و قدری آن طرف‌تر 
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌ 
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد 
زمین و آسمان را کفر می‌گویی 
نمی‌گویی؟!

خداوندا
اگر روزی‌ بشر گردی‌ 
ز حال بندگانت با خبر گردی‌ 
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است، 
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است .

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه بیست و نهم مهر 1390|

نمیدانم ...
موضوع:


نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم، سوتکی سازد،

گلویم سوتکی باشد،

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبارم را

             •·.·´¯`·.·•  دکتر علی شریعتی •·.·´¯`·.·• 
نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه بیست و نهم مهر 1390|

❤ تنها
موضوع:


یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........

 اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............

روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....

حال که دیوانه وار دوستش دارم می گویند فراموش کن!!!!!!!

  آنکس که میگفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد

  رهگذری بود که روی برگ های پاییزی راه میرفت واین صدای:

               خش خش برگ ها......

  همان آوازی بود که من گمان میکردم میگوید:

              دوستت دارم......


نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390|

عاشقم باش
موضوع:

از آسمان سيبي خواهم چيد و به دستان تو خواهم داد شايد گول بخوري و سيب را گاز بزني۰

از  زهر  وجودم در آن چكيده ام عاشق خواهي شد.....



نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390|

همسفر
موضوع:



در کوچه های تنهایی به او برخوردم

گفت کیستی؟ گفتم دیوانه !

گفت هم سفرم شو؟

گفتم تو را با دیوانه چکار؟

گفت تنهایم و همسفر می خواهم پس دستم گیر

با هم همسفر شدیم در سرزمین عشق

در راه با کسی دیگر اشنا شد و گفت من میروم همسفر

گفتم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

گفت تو دیوانه ای بیش نیستی !!!

خنده ای تلخ کردم و گفتم  ...

( دیوانه هم صاحب وخدای دارد)

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |دوشنبه بیست و یکم شهریور 1390|

تنهایی
موضوع:

نا خواسته آمدی بر سر راهم قرار گرفتی

نا خواسته عاشقت شدم

ولی تو از قصد دلمو شکستی 

هرچی صدات کردم نگاهم نکردی و رفتی

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |یکشنبه دوازدهم تیر 1390|

...؟
موضوع:

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم 

سالهاست 

دارم حساب میکنم 

چگونه من بعلاوه تو 

شد فقط من؟







تو به من خندیدی و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز،

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت


من به تو خندیدم

چون که می دانستم

تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی

پدرم از پی تو تند دوید

و نمی دانستی باغبان باغچه همسایه

پدر پیر من است

من به تو خندیدم

تا که با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم

بغض چشمان تو لیک لرزه انداخت به دستان من و

سیب دندان زده از دست من افتاد به خاک

دل من گفت: برو

چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تو را ...

و من رفتم و هنوز سالهاست که در ذهن من آرام آرام

حیرت و بغض تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق در این پندارم

که چه می شد اگر باغچه خانه ما سیب نداشت



نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه سی ام شهریور 1390|

گفته بودم ......
موضوع:

گفته بودم : ..

بی تو سخت می گذرد !..

حرفم را پس می گیرم !

بی تـــــــــو انگار اصلا نمی گذرد
! ...

 
نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |چهارشنبه سی ام شهریور 1390|

❤ دوست دارم ❤
موضوع:

 

دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونیکه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوری تو کارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
برای فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازی عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نمیکنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاکیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاریکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
دوسـت ندارم چشمای مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تیر خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون که عاشقــــت بود
بشنواین التماسرو

دوستت دارم

نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه بیست و پنجم شهریور 1390|

ناگفته ها
موضوع:

کلبه ای می سازم

پشت تنهایی شب، زیراین سقف کبود

که به زیبایی پروازکبوترباشد

چهارچوبش ازعشق، سقفش ازعطربهار

رنگ دیوار اتاقش ازآب

پنجره ای ازنور، پرده اش ازگل یاس

عکس لبخند تورا می کوبم

روی ایوان حیاط

تا که هرصبح اقاقی ها را با توسرشارکنم

همه دلخوشیم بودن توست

وچراغ شب تنهای من، نورچشمان تواست

کاشکی درسبد احساسم، شاخه ای مریم بود

عطر آن را با عشق

توشه راه گل قاصدکی می کردم

که به تنهایی تو سربزند

توبه من نزدیکی وخودت می دانی

شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت

گرمی دست تو را می طلبد.

  
نوشته شده توسط :سحر | لينک ثابت |جمعه بیست و پنجم شهریور 1390|



ساعت و تقویم



موضوعات
عاشقم باش
ناگفته ها
گفته بودم ......
...؟
❤ تنها
خداوندا ...!!!
❤ دوست دارم ❤
دروغ ؟؟؟
خداحافظ
نمیدانم ...
ارمغان تاریکی...
خدایــــــــــا !!
پنجره رو به افق

لینک دوستان

تقدیر
هر چی دوس داری اسمشو بذار
دشوارترین قدم ، همان قدم اول است
دل از دنــــــــــیا بریـــــــدیمღghasemღ
آسمـــان رنگ خـــداست
تنها بانوی دریاسالار جهان
نمیتوانم از تو بگذرم ♥آرزو ♥
ღ♥ یاتو خدا یا هیچی ♥ღ
Gelaye ashghane (مبینا)
عشق بوگاتیღ معینღ
معجزه ღ بیکرانღ
صادق کچل
شعر زندگی ღ حسام ღ
رویای راکی (داداش رحمان)
دل عاشق همیشه عاشقه
هنـــــوز تو قلــــــبمی
نوشمکستان
ارمیتا
نونوشی
میکارانا
معماری دانشگاه کمال الملک نوشهر
کاروان هیئت آوارگان یوسف زهراء(ع)
نگاهی بر ترنم زندگی
کلـــبه تنـــــــهایی امــــیر
vas vaseye khab ( میلاد)
همه چیز توی یه چیز
روشن تر از خاموشی
DJ KIA GANG
عشق ツ فلفل ツ
آموزش کامپیوتر 27
arosakiiii
مترسک
عرفان0121
عاشق تنها
حسرت...
گالری تصویر
آوای دلها
خاموشی غصه ها
یک معمار
فلش
روز دیدار
شکلک 1
شکلک 2
شکلک 3
گالری عکس
سوسا وب تولز
شکلکهای ایناز
عروسک
روزگذر
♂♥♀قالب های عاشـ . ـقونه جوجو و شوشو♂♥♀


آرشیو دفتر

هفته اوّل آذر 1391
هفته چهارم شهریور 1391
هفته سوم شهریور 1391
هفته چهارم مرداد 1391
هفته دوم مرداد 1391
هفته سوم تیر 1391
هفته سوم خرداد 1391
هفته اوّل خرداد 1391
هفته اوّل اردیبهشت 1391
هفته چهارم فروردین 1391
هفته اوّل فروردین 1391
هفته اوّل بهمن 1390
هفته چهارم دی 1390
هفته اوّل دی 1390
هفته چهارم شهریور 1390


نویسنده وبلاگ

سحر

آمار سایت
تعداد بازديدها:
RSS

دیگر امکانات


Copyright by © Ejdeha-Sabz.Blogfa برترین ها : karaj-city & group-bimokhha